پ.ن شور وحال کودکی برنگردد دریغا
.پ.ن رفتم مدرسه ی راهنماییم یکی از معلما سراغ شاگرد شیطونشو گرفته بود میشناختنم بعد ۸سال(مخصوصا ناظمم)
پ.ن شور وحال کودکی برنگردد دریغا
.پ.ن رفتم مدرسه ی راهنماییم یکی از معلما سراغ شاگرد شیطونشو گرفته بود میشناختنم بعد ۸سال(مخصوصا ناظمم)
که می گوید که زیبا نیست؟
.
.
باغ بی برگی
خنده اش خونی است اشک آمیز.
م.امید
قطار مي رود
تو مي روي....
تمام ايستگاه مي رود ...
و من چقدر ساده ام
که سالهاي سال
در انتظار تو
کنار اين قطارِ رفته ايستاده ام
و همچنان
به نرده هاي ايستگاهِ رفته
تکيه داده ام ! ...
قيصر امينپور
دیروز فهمیدم اولین شناختم از آدما درسترین شناختم از اوناست.
۲
دلیل ننوشتنم حال وحوصله نداشتن نیست نتونستن .جدا سخت شده برام .
امروز که من این قصه آغاز می کنم در ذی الحجه ی سنه ی خمسین واربعماهه در فرخ روزگار سلطان......... .از این قوم که من سخن خواهم راند یک دو تن زنده انددر گوشه یی افتاده وخواجه بوسهل زوزنی چند سال است تا گذشته شده است وبه پاسخ آن که از وی رفت گرفتار وما را با آن کار نیست ـ هرچند مرا از وی بد آمد ـ به هیچ حال چه عمر من به شصت وپنج آمده وبر اثر وی می باید رفت.
تاریخ بیهقی....بر دار کردن حسنک
دم صبح
وچنان بی تابم که دلم می خواهد
بدوم تا ته دشت بروم تا سر کوه
دورها آوایی است که مرا می خواند
سهراب
............................................................................................................................................
پ.ن۱رمضان یعنی .......نور...........
التماس دعا دوستان
به کدامین مقصد
مرا رهنمون میشود
اینک
که بودن به مسلخی جاودانه می رود

.............................................................................................................................................
پ ن۱ شراب تلخ میخواهم که مردافکن بود زورش که تا یکدم بیاسایم زدنیا وشر وشورش
فریادی شو تا باران
وگرنه مرداران
احمد شاملو
شبی بس تیرگی دمساز با آن
به روی شاخ انجیر کهن "وگ دار" می خواند به هر دم
خبر می آورد طوفان وباران را ومن انیشناکم.
شب است
جهان با آن چنان چون مرده ای در گور
ومن اندیشناکم باز:
-اگر باران کند سرریزاز هر جای؟
-اگر چون زورقی در آب اندازد جهان را؟
در این تاریکی آور شب
چه اندیشه ولیکن که چه خواهد بود با ما صبح؟
چوصبح از کوه سر بر کرد می پوشد از این طوفان رخ آیا صبح؟
نیما۱۳۲۹
روزی
دوباره با طعم گس لبهایم شعری برایت خواهم خواند با طعم لیمو...
نمی دانم تلخ کدامین یا شیرین کدام؟! تو بهتر می دانی...